تبلیغات
ساز شکسته

کتابخانه باستانی سلسوس

چهارشنبه 14 آذر 1386 , توسط بهروز پارسه

چکیده:
شهر اِفسوس یکی از شهرهای مهم تمدن روم باستان در آسیای صغیر می باشد. این شهر که در سواحل دریای اژه و کناره رود مندرس کوچک واقع شده امروزه به ترکی بنام اِفس خوانده می شود. آثار بجا مانده از این شهر از نظر تاریخی جایگاه ویژه و ارزشمندی دارد. در میان آثار باستانی بجا مانده در این شهر بنای یک کتابخانه به چشم می خورد. این کتابخانه که در حدود سال ١٢٥ میلادی توسط ژولیوس آکویلا سلسوس به یادبود پدرش ساخته شده است به نام کتابخانه سلسوس معروف شده است. این کتابخانه جزء معدود بناهای اختصاص داده شده برای کتابخانه است که تاکنون تقریباً سالم باقی مانده است. این کتابخانه که جزو اولین کتابخانه های عمومی است که در آسیای صغیر براساس فرهنگ روم باستان ساخته شده مورد توجه بسیاری از پژوهشگران واقع شده است. در این نوشته سعی بر آن است تا با توجه به آثار باقی مانده از این بنا مشخصات و خصوصیات کتابخانه های دوره باستان روم از نقطه نظرهای مختلف مورد بررسی قرار گیرد.

ادامه این مقاله رو می تونید در ادامه مطلب بخونید.

ادامه مطلب...

خانه های آمریکایی

دوشنبه 12 آذر 1386 , توسط بهروز پارسه
سلام دوستان عزیز معمار وغیر معمار! البته فکر نکنید من از این دسته بندی منظور خاصی دارم.اتفاقا من غیر معمار ها رو بهتر می پسندم بالاخره راحتتر میشه سرشون شیره مالید. بگذریم شوخی می کنم!

این بار یرای دوستان گلم مراحل ساخت چند خانه پیش ساخته رو که طی ۱۰ سال اخیر ساخته شدند رو آماده کردم.والبته قابل ذکر که متن این فایل ها رو خودم با همین دستای پینه بسته ترجمه کردم. این فایل ها به صورت پی دی اف هست و گزارش ها تقریبا تصویری! چرا خودتون نمی بینید؟

خانه ی آبود-حجم۷۷۷کیلو بایت



نیو هاوس-حجم ۷۳۴ کیلو بایت



کمپ اسمول- حجم ۸۰۹ کیلو بایت



        یک فیلم انیمیشن هم از یکی از مساجد اصفهان هست که توسط یک گروه فرانسوی ساخته شده ولی به علت پایین بودن سرعت اینترنت کیفیت پایینش رو تونستم آپلود کنم.اگه فیلم با کیفیت بالا رو خواستین بهم میل بزنید.

اصفهان

حجم ۵ مگا بایت



یک شعر بسیار زیبا هم از یک شاعر گمنام دارم که خودم خیلی دوستش دارم

نگاه كن من چه بی پروا، چه بی پروا
به مرز قصه های كهنه می تازم
نگاه كن با چه سرسختی تو این سرما
برای عشق یه فصل تازه می سازم


یه فصل پاك، یه فصل امن و بی وحشت
برای تو كه یك گلبرگ زودرنجی
یه فصل گرم و راحت زیر پوست من
برای تو كه باارزش ترین گنجی


نگاه كن من به عشق تو چه لیلا وار
تن یخ بستهء پروازو می بوسم
بیا گرم كن منو با سرخی رگ هات
من اون رگ های پر آوازو می بوسم


تو رو می بوسم ای پاكیزهء عریان
تو روپاكیزه مثل مخمل قرآن
طلوع كن من حرارت از تو می گیرم
ظهور كن من شهامت از تو می گیرم


بیا ، هیچ كس مثل من و تو عاشق نیست
مثل ما عاشق و همسایه و همدم
بیا ، از شیشهء سخت و بلند عشق
مثل ارابهء نور رد بشیم با هم


نگاه كن ، من چه شبنم وار، چه شبنم وار
به استقبال دستای خزون می رم
هراسم نیست از این سرمای ویران گر
برای تو ، من عاشقانه می میرم